تبليغاتX
سیرترشی متاهل - فنگ شویی

سیرترشی متاهل

  تکرار

فنگ شویی از دید من یعنی تعمییر وسایل خراب و استفاده ی دوباره از آن ها،

بخشیدن وسایلی که مدت هاست ازشون استفاده نمیکینم به دیگران و دور ریختن

یه سری از  وسایل به درد نخور .

به عبارتی تکوندن خونه به معنای واقعی.

باقی ماجرا مثل چیدمان فنگ شوییانه دیگه تو دستورکار من یکی قرار نمیگیره  .

مثلا آیینه رو روبروی تخت توی اتاق خواب نباید گذاشت چرا که ممکنه  روحمون که

هنگام شب از بدن خارج میشه توی آیینه خودشو ببینه و بترسه و دیگه به بدنمون برنگرده .

(خداییش خیلی بانمکه روحی که از خودش بترسه اونم به قدری که دیگه برنگرده

سرجاش)

 اولین بار سال ها پیش یه حال اساسی به خونه زندگیم دادم و در نتیجه یه حال

اساسی از خودم گرفته شد!

یعنی چی؟

یعنی از یکی دو روز بعد از فنگ شویی ،احتیاج مبرم به وسایلی که دور ریخته بودم

پیدا کردم .( این احتیاج ها میتونست روحی هم باشه )

یعنی تقریبا همیشه اینجوریه ها !چیزی رو که خیلی لازم داری و در به در دنبالش میگردی

پیدا نمیکنی ،بعد وقتی لازمش نداری هی میاد جلوی چشمت و حسابی رو اعصابت

یک و دو میکنه .بعدش که دیگه جون به لب میشی و پرتش میکنی بیرون ،همون فرداش

لازمت میشه!

در فنگ شویی مذکور چندین کارتن کتاب هم تکونده شد ،کتاب های ایزاک اسیموف و ژول ورن

و خیلی کتاب های دیگه که الان دیگه  گیر نمیان.

کتاب های دانشگاهی آقای همسر و حتی تعدادی از نامه ها و کارت های تبریک قدیمی که

بعضیاشون یادگارهایی  از دوران ابتدایی بودن.نامه های اقوام .دفاتر خاطرات .دفاتر یادگار نویسی

که یه وقتی مد بود دوستامون برامون چند خطی یادگاری مینوشتن.حتی حتی دفترچه ی شعر

 خودم داستان های کوتاه و بلندی که مینوشتم.جوایزی که به مناسبات مختلف گرفته بودم...

خلاصه فنگ شوییشون کردم فنگشوییی عظیم.و سالهاست جای خالیشونو حس میکنم.

جالبترش اینجاست وسایل تعمییری هم هیچ وقت مورد استفاده ای براشون پیدا نشد.

الان برای دومین بار دارم فنگ میشوییم. میدونم که پشیمون میشم ولی به نظرم گاهی لازمه

جدا شدن از وابستگیها و راحت تر نفس کشیدن..کلا من عادتمه قبل از همه خودمو تنبیه کنم .

یعنی وقتی حس میکنم دارم به یه چیزی وابسته میشم و این وابستگی مخربه میذارمش کنار

 باو جود این که میدونم خیلی دلتنگش میشم.

به هر حال خاطرت رو که نمیشه فنگ شویی کرد ،میشه؟ تفو از روزگار کژ مدار

 

پینوشت: کسی قابلمه داره بهم قرض بده فردا توش ناهار بپزم؟

 

پینوشت :امروز افسانه خانم اومده بود کمکم و اون مشغول کار های افسانه ای خودش بود منم

 مشغول فنگ شویی،یه لحظه به خودم اومدم و دیدم داره یه چارپایه از این فلزی سنگین ها رو

 تنهایی میبره بالای پله ها تا شیشه های  پنجره ی اون جا رو تمیز کنه .سوپر من  وارانه دویدم تا

 کمکش کنم اونم با یک حرکت افسانه ای چارپایه رو ول کرد رو من و....

 افسانه ها رو هم میشه فنگ شویی کرد؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 23:5  توسط سیرترشی متاهل  |